close
دانلود آهنگ جدید
دانلود رمان لیلی من برای موبایل و تبلت و کامپیوتر
loading...

دریــــــــای رمــــ❤ـــــان

دانلود رمان لیلی من برای موبایل و تبلت و کامپیوتر

آخرین ارسال های انجمن

دانلود رمان لیلی من برای موبایل و تبلت و کامپیوتر

Admin بازدید : 271 یکشنبه 12 شهريور 1396 نظرات ()

دانلود رمان لیلی من برای موبایل و تبلت و کامپیوتر

 

خلاصه داستان:

داستان در مورد مردی به اسم آرمان کیانی هست که بعد از مرگ همسرش به دنبال پرستاری برای دخترش هست…و دختری به اسم لیلی که جویای کار هست و به عنوان پرستار وارد این خونه ی پر رمز و راز میشه …و اتفاقایی که در ادامه ی راه در این خانواده و برای لیلی داستان ما میفته

تشکر از نسترن موسوی عزیز برای نوشن این رمان زیبا

مقدمه(به قلم نویسنده):


دست‌هایت پراز مهر بود. از همان سمتی که خورشید لبخند می‌زد.


از همان سمتی که خورشید از خط دریا پایین‌تر می‌رفت.


تو لبخند زدی، غرق شدی در آب‌های خیالم! تو مهربان بودی! فراتر از آنچه تصور می‌کردم.


اما خیالِ رفتنت برای من جهنم بود.


کاش می‌ماندی!


داستان برگرفته از یه زندگی واقعیه که من بهش پروبال دادم و شخصیت‌هایی رو هم بهش اضافه کردم!

قسمتی از داستان »

کلید رو تو قفل در چرخوندم.
نفس عمیقی کشیدم و در رو باز کردم. اولین چیزی که شامه‌ام رو نوازش کرد، بوی قورمه سبزی بی‌بی بود!
وارد خونه شدم و در رو پشت سرم بستم. کفش‌هام رو توی جا کفشی گذاشتم و به سمت آشپزخونه رفتم.
– سلام بی بی!
نگاهِ عجیبی بهم انداخت و گفت:
– سلام به روی ماهت لیلی جان! چقدر امروز زود اومدی!
سعی کردم لبخند بزنم. لبخندی که خیلی وقت بود باهاش قهرم! بدونِ اینکه جواب بی‌بی رو بدم در قابلمه رو

برداشتم که بخار غذا روی صورتم پخش شد.
– اوم، بی‌بی دستت دردنکنه.
درحالی که داشت برنج رو آب کش می‌کرد گفت:
– می‌دونستم دوست داری، برای همین درست کردم! حالا هم برو لباسات رو عوض کن عزیزم. غذای شاهوردی رو هم می‌دم ببر!
با آوردن اسم “شاهوردی” اخم کردم. کی تموم می‌شد این شاهوردی؟! کی خلاص می‌شدیم از دستش؟
کیفم رو از روی شونه‌ام کندم و انداختمش روی تخت، خسته بودم! به معنای واقعی. نیم نگاهی به ساعتِ خاکستری

رنگ روی دیوار انداختم که هدیه‌ی شرکت (…) بود! برای جذب مشتری.

با عوض کردن لباس هام؛ به سمت سرویس بهداشتی رفتم و نگاهِ عمیقی به صورتم انداختم.
سفید، بی حس، صورتی که کاملا به زردی می‌زد و چشم‌هایی که اونقدر مشکی بودن

 

مـنبـع :www.b-roman.ir

کــانــال بــوستــان رمــان

 



براي نمايش ادامه اين مطلب بايد عضو شويد !
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *

اگر قبلا ثبت نام کرديد ميتوانيد از فرم زير وارد شويد و مطلب رو مشاهده نماييد !
نام کاربری :
رمز عبور :


مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
Profile Pic
سلام به همه ی دوستای عزیزم سایت دریای رمان از آذر ماه 1392 فعالیت خودشو به منظور آرامش و رفاه رمان خوان ها برای خواندن رمان در سایتی با سرعتی بالا فعالیت خودشو آغاز کرده و امیدوار است که هر روز با جلب رضایت خواننده های سایت کیفیت سایت هم بالا رود با تشکر مدیریت
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    نظرتون در باره ی سایت دریای رمان چیه؟




    آمار سایت
  • کل مطالب : 748
  • کل نظرات : 511
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 874
  • آی پی امروز : 6
  • آی پی دیروز : 27
  • بازدید امروز : 29
  • باردید دیروز : 197
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 14
  • بازدید هفته : 1,801
  • بازدید ماه : 1,801
  • بازدید سال : 19,092
  • بازدید کلی : 5,368,666
  • تبلیغات