close
تبلیغات در اینترنت
دانلود رمان شاهزاده ای از آسمان برای موبایل و تبلت و کامپیوتر
شنبه 31 شهریور 1397

دریــــــــای رمــــ❤ـــــان

جدیدترین مطالب

جستجوگر پیشرفته سایت





تبلیغات ویژه

سایت اسکینک دات آی آر

تبلیغات


آخرين ارسال هاي تالار گفتمان

loading...
عنوان پاسخ بازدید توسط
0 125 diyana
0 111 diyana
0 138 diyana
0 112 diyana
0 112 diyana
0 128 yalda


دانلود رمان شاهزاده ای از آسمان برای موبایل و تبلت و کامپیوتر

 

خلاصه داستان:

داستان و سرنوشت عجیبی در حال به وقوع پیوستن است…رازی در میان است که برای فاش شدن آن نیاز به دوازده قربانی است…دختر داستان ما اسمش حسیبا که مثل همه ی دخترای معمولیه و غافل از سرنوشت هیجان انگیزی که در انتظارشه..با پلیس جوان و بی باکی به اسم آرتین نامزد میکنه که آرتین داستان ما علاقه ی چندانی به این نامزدی نداره…که در ادامه ی داستان راز هایی از دنیایی ناشناخته برملا میشه …

دوستان برای دریافت جدید ترین رمان های سایت بوستان رمان حتما تو کانالمون عضو بشین

مقدمه:
تو از قبیله رنگ و من از قبیله بی‌رنگی.
تو از قبیله شکوهی و من از قبیله سادگی.
دیر زمانی‌ست که عشقت را در قلبم می‌پرورانم.
این نگاه توست که آرامشم را می‌دزدد.
کاش برای لحظه‌ای هم که شده آغوشم را امن‌ترین جای دنیا می‌یافتی.
افسوس و صد افسوس که این گونه نشد.
دست سرنوشتی که تو را برای قلبم گلچین کرده بود.
همان دست تو را از قلب من ربود.
و متاسفم برای خود که حسرت آبی‌شدن تا ابد به دلم ماند.
اما بدان، تو برای قلب شکسته‌ی من از دست نرفته‌ای.
و هرچه بگذرد آبی‌تر خواهی ماند.
آبی‌تر از همیشه..

قسمتی از داستان :

با تونفا ضربه‌ی محکمی به کیسه بوکس زدم؛ صدای بلندی داد و چند بار دور خودش چرخید. هنوز راضی نشده بودم؛

ضربه محکم‌تری زدم و این کار رو دوباره و سه‌باره تکرار کردم. فکر این که این‌قدر سریع دلم رو به یه دختر باختم،

داشت دیوونه‌ام می‌کرد. کی فکرش رو می‌کنه دختری که برای حل مهم‌ترین پرونده عمرم طعمه‌ای بود،

شکارچی دلم شده. این برای من که همیشه از عشق و عاشقی فراری بودم، یک رسوایی بزرگ بود.
چند تا نفس عمیق کشیدم و تونفا رو گوشه سالن، روی ردیف تاتمی‌هایی که روی هم چیده شده بودند،

پرت کردم و باعث شد تکونی بخورند و همه با هم به کف سالن سقوط کنند.
هه! چند وقت دیگه مسابقه قهرمانی دفاع شخصی کشور رو پیش رو داشتم و این حال و روزم بود.

روی زمین نشستم و سرم رو به دیوار پشت سرم زدم. دیگه مخم نمی‌کشید.

 

مـنبـع :www.b-roman.ir

کــانــال بــوستــان رمــان

 



براي نمايش ادامه اين مطلب بايد عضو شويد !
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *

اگر قبلا ثبت نام کرديد ميتوانيد از فرم زير وارد شويد و مطلب رو مشاهده نماييد !
نام کاربری :
رمز عبور :


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0



بخش نظرات


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی


تبلیغات

    Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

تبلیغات


تبلیغات



ورود کاربران


عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

موضوعات مطالب


درباره ما

    دریــــــــای رمــــ❤ـــــان
    سلام به همه ی دوستای عزیزم سایت دریای رمان از آذر ماه 1392 فعالیت خودشو به منظور آرامش و رفاه رمان خوان ها برای خواندن رمان در سایتی با سرعتی بالا فعالیت خودشو آغاز کرده و امیدوار است که هر روز با جلب رضایت خواننده های سایت کیفیت سایت هم بالا رود با تشکر مدیریت

آمار کلی سایت

    آمار مطالب آمار مطالب
    کل مطالب کل مطالب : 749
    کل نظرات کل نظرات : 511
    آمار کاربران آمار کاربران
    افراد آنلاین افراد آنلاین : 6
    تعداد اعضا تعداد اعضا : 838

    آمار بازدید آمار بازدید
    بازدید امروز بازدید امروز : 600
    باردید دیروز باردید دیروز : 1,192
    ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 68
    ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 223
    بازدید هفته بازدید هفته : 5,570
    بازدید ماه بازدید ماه : 26,507
    بازدید سال بازدید سال : 132,684
    بازدید کلی بازدید کلی : 4,822,851

    اطلاعات شما اطلاعات شما
    آِ ی پیآِ ی پی : 54.225.59.14
    مرورگر مرورگر :
    سیستم عامل سیستم عامل :


نظرسنجي

    نظرتون در باره ی سایت دریای رمان چیه؟






تبلیغات


امکانات جانبی

    پربازدیدترین مطالب